پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

مثنویات

شمارهٔ ۷

یکی را دیدم اندر جایگاهی

که می‌کاوید قبر پادشاهی

به دست از بارگاهش خاک می‌رفت

سرشک از دیده می‌بارید و می‌گفت

ندانم پادشه یا پاسبانی

همی بینم که مشتی استخوانی

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۹نکویی گرچه با ناکس نشاید
  2. شمارهٔ ۱۰نمیرد گر بمیرد نیکنامی
  3. شمارهٔ ۱۱هیچ دانی که چیست دخل حرام
  4. شمارهٔ ۱۲نشنیدم که مرغ رفته ز دام
  5. شمارهٔ ۱۳زخم بالای یکدگر بزنند
  6. شمارهٔ ۱۴چه رند پریشان شوریده بخت
  7. شمارهٔ ۱۵دشنام تو سر به سر شنیدم
  8. شمارهٔ ۱۶دانی چه بود کمال انسان؟
همه‌ی مثنویات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.