پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۷ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است

تو آن نکرده‌ای از فعل خیر با من و غیر

که دست فضل کند دامن امید رها

جز آستانهٔ فضلت که مقصد اممست

کجاست در همه عالم وثوق اهل بها

متاع خویشتنم در نظر حقیر آمد

که پرتوی ندهد پیش آفتاب سها

به سمع خواجه رسیدست گویی این معنی

که گفت خیرُ صِلاتِ الکریم أَعْوَدُها

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹احدا سامع المناجات
  2. شمارهٔ ۱۰به سکندر نه ملک ماند و نه مال
  3. شمارهٔ ۱۱چو خویشتن نتواند که می‌خورد قاضی
  4. شمارهٔ ۱۲چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
  5. شمارهٔ ۱۳علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
  6. شمارهٔ ۱۴مرا گویند با دشمن برآویز
  7. شمارهٔ ۱۵یکی از بخت کامران بینی
  8. شمارهٔ ۱۶به راه راست توانی رسید در مقصود
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.