پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

خبیثات

شمارهٔ ۲۳

چون دید که پیریم سپیدی بفزود

برگشت و ارادتی زیادت ننمود

‌گفتم که اگر سپید شد مویم زود

‌شکر است، که دل همان‌ سیاه است که‌ بود

ادامه‌ی خبیثات

  1. شمارهٔ ۲۵این ریش تو سخت دیر بر می‌‌آید
  2. شمارهٔ ۲۶مردکی صافی از غرض باید
  3. شمارهٔ ۲۷سرو ِ قد تو خمیده کی خواهم دید؟
  4. شمارهٔ ۲۸قلم به یاد تو در مشت من نمی‌گنجد
  5. شمارهٔ ۲۹ای مَعشَر یاران که رفیقان منید
  6. شمارهٔ ۳۰ای دیده، به هَرزه لؤلؤ ناب مریز
  7. شمارهٔ ۳۱عمرت دراز باد که کوته کنی نفس
  8. شمارهٔ ۳۲همجنس خویش می‌طلبی در جهان کسی
همه‌ی خبیثات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.