پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۶۲

شیطان با مخلصان برنمی‌آید و سلطان با مفلسان.

وامش مده آن که بی نماز است

گرچه دهنش ز فاقه باز است

کاو فرض خدا نمی‌گزارد

از قرض تو نیز غم ندارد

امروز دو مرده بیش گیرد مرکن

فردا گوید تربی از اینجا بر کن

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۶۴درویش ضعیف‌حال را در خشکی تنگ‌سال مپرس که «چونی؟»، الا به شرط آن که مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش.
  2. حکمت شمارهٔ ۶۵دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
  3. حکمت شمارهٔ ۶۶ای طالب روزی بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل مرو که جان نبری.
  4. حکمت شمارهٔ ۶۷به نانهاده دست نرسد و نهاده هر کجا هست برسد.
  5. حکمت شمارهٔ ۶۸صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد.
  6. حکمت شمارهٔ ۶۹توانگر فاسق کلوخ زراندود است و درویش صالح شاهد خاک آلود. این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون مرصع.
  7. حکمت شمارهٔ ۷۰شدت نیکان روی در فرج دارد و دولت بدان سر در نشیب.
  8. حکمت شمارهٔ ۷۱حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بی گناه را دشمن می‌دارد.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.