پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۶۱

جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان دو عدم.

دین به دنیا فروشان خرند، یوسف بفروشند تا چه خرند؟!

اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یا بَنی آدَمَ اَن لاتَعبُدوا الشَّیطانَ؟

به قول دشمن پیمان دوست بشکستی

ببین که از که بریدی و با که پیوستی

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۶۳هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.
  2. حکمت شمارهٔ ۶۴درویش ضعیف‌حال را در خشکی تنگ‌سال مپرس که «چونی؟»، الا به شرط آن که مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش.
  3. حکمت شمارهٔ ۶۵دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
  4. حکمت شمارهٔ ۶۶ای طالب روزی بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل مرو که جان نبری.
  5. حکمت شمارهٔ ۶۷به نانهاده دست نرسد و نهاده هر کجا هست برسد.
  6. حکمت شمارهٔ ۶۸صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد.
  7. حکمت شمارهٔ ۶۹توانگر فاسق کلوخ زراندود است و درویش صالح شاهد خاک آلود. این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون مرصع.
  8. حکمت شمارهٔ ۷۰شدت نیکان روی در فرج دارد و دولت بدان سر در نشیب.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.