پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۶۷

به نانهاده دست نرسد و نهاده هر کجا هست برسد.

شنیده‌ای که سکندر برفت تا ظلمات

به چند محنت و خورد آن که خورد آب حیات

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۶۹توانگر فاسق کلوخ زراندود است و درویش صالح شاهد خاک آلود. این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون مرصع.
  2. حکمت شمارهٔ ۷۰شدت نیکان روی در فرج دارد و دولت بدان سر در نشیب.
  3. حکمت شمارهٔ ۷۱حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بی گناه را دشمن می‌دارد.
  4. حکمت شمارهٔ ۷۲تلمیذ بی ارادت عاشق بی زر است و روندهٔ بی معرفت مرغ بی پر و عالم بی عمل درخت بی بر و زاهد بی علم خانهٔ بی در
  5. حکمت شمارهٔ ۷۳مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب.
  6. حکمت شمارهٔ ۷۴یکی را گفتند: عالم بی عمل به چه ماند؟
  7. حکمت شمارهٔ ۷۵مردِ بی مروت زن است و عابدِ با طمع رهزن.
  8. حکمت شمارهٔ ۷۶دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.