پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۷۴

یکی را گفتند: عالم بی عمل به چه ماند؟

گفت: به زنبور بی عسل.

زنبورِ درشتِ بی‌مروت را گوی

باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۷۶دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.
  2. حکمت شمارهٔ ۷۷خلعت سلطان اگر چه عزیز است، جامهٔ خُلقانِ خود به عزت تر، و خوانِ بزرگان اگر چه لذیذ است، خردهٔ انبانِ خود به لذت تر.
  3. حکمت شمارهٔ ۷۸خلاف راه صواب است و عکس رای اولوالالباب، دارو به گمان خوردن و راه نادیده بی کاروان رفتن.
  4. حکمت شمارهٔ ۷۹هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد، به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد.
  5. حکمت شمارهٔ ۸۰یکی از لوازم صحبت آن است که خانه بپردازی یا با خانه خدای در سازی.
  6. حکمت شمارهٔ ۸۱هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد و گر به خراباتی رود به نماز کردن، منسوب شود به خمر خوردن.
  7. حکمت شمارهٔ ۸۲حلم شتر چنان که معلوم است اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر دره‌ای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به مل
  8. حکمت شمارهٔ ۸۳هر که در پیش سخن دیگران افتد تا مایهٔ فضلش بدانند، پایهٔ جهلش معلوم کند.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.