پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۷۸

خلاف راه صواب است و عکس رای اولوالالباب، دارو به گمان خوردن و راه نادیده بی کاروان رفتن.

امام مرشد محمد غزالی را رحمة الله علیه پرسیدند: چگونه رسیدی بدین منزلت در علوم؟

گفت: بدان که هر چه ندانستم از پرسیدن آن ننگ نداشتم.

امید عافیت آن گه بود موافق عقل

که نبض را به طبیعت‌شناس بنمایی

بپرس هر چه ندانی که ذل پرسیدن

دلیل راه تو باشد به عز دانایی

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۸۰یکی از لوازم صحبت آن است که خانه بپردازی یا با خانه خدای در سازی.
  2. حکمت شمارهٔ ۸۱هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد و گر به خراباتی رود به نماز کردن، منسوب شود به خمر خوردن.
  3. حکمت شمارهٔ ۸۲حلم شتر چنان که معلوم است اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر دره‌ای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به مل
  4. حکمت شمارهٔ ۸۳هر که در پیش سخن دیگران افتد تا مایهٔ فضلش بدانند، پایهٔ جهلش معلوم کند.
  5. حکمت شمارهٔ ۸۴ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن احتراز می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.
  6. حکمت شمارهٔ ۸۵دروغ گفتن، به ضربتِ لازم مانَد که اگر نیز جراحت درست شود، نشان بمانَد. چون برادران یوسف که به دروغی موسوم شدند نیز به راست گفتن ایشان اعتماد نماند. قالَ بَل سَوَّلَت لَکُم اَنفُسُکُم اَمرا.
  7. حکمت شمارهٔ ۸۶اَجَلّ کائنات از روی ظاهر آدمیست، و اَذلّ موجودات سگ. و به اتّفاقِ خردمندان، سگِ حق‌شناس بِه از آدمی ناسپاس.
  8. حکمت شمارهٔ ۸۷از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.