پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۸۷

از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید.

مکن رحم بر گاو بسیاربار

که بسیارخسب است و بسیارخوار

چو گاو ار همی بایدت فربهی

چو خر تن به جور کسان در دهی

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۸۹ارادت بی‌چون یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نکو دارد.
  2. حکمت شمارهٔ ۹۰گر تیغِ قَهر بر کشد، نبی و ولی سر در کشد وگر غمزهٔ لطف بجُنباند، بَدان به نیکان در رساند.
  3. حکمت شمارهٔ ۹۱هر که به تأدیب دنیا راه صواب نگیرد، به تعذیب عقبی گرفتار آید. وَلَنُذیقَنَّهُم من العَذاب الأدنی دوُنَ العَذابِ الأکبرِ.
  4. حکمت شمارهٔ ۹۲نیکبختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند، زآن پیشتر که پسینیان به واقعهٔ او مثل زنند.
  5. حکمت شمارهٔ ۹۳آن را که گوش ارادت گران آفریده‌اند، چون کند که بشنود و آن را که کمند سعادت کشان می‌برد، چه کند که نرود؟
  6. حکمت شمارهٔ ۹۴گدای نیک انجام به از پادشای بد فرجام.
  7. حکمت شمارهٔ ۹۵زمین را ز آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءٍ یَتَرشَّحُ بِما فیهِ.
  8. حکمت شمارهٔ ۹۶حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.