پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۹۶حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد.
  2. حکمت شمارهٔ ۹۷زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.
  3. حکمت شمارهٔ ۹۸هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید.
  4. حکمت شمارهٔ ۹۹عاقل چون خلاف اندر میان آمد بجهد و چو صلح بیند لنگر بنهد که آنجا سلامت بر کران است و اینجا حلاوت در میان.
  5. حکمت شمارهٔ ۱۰۰درویشی به مناجات در می‌گفت: یا رب بر بدان رحمت كن كه بر نیكان خود رحمت كرده‌ای كه مر ایشان را نیک آفریده‌ای.
  6. حکمت شمارهٔ ۱۰۱اوّل كسی كه عَلَم بر جامه كرد و انگشتری در دست، جمشید بود.
  7. حکمت شمارهٔ ۱۰۲بزرگی را پرسیدند: با چندین فضیلت که دست راست را هست خاتم در انگشت چپ چرا می‌کنند؟
  8. حکمت شمارهٔ ۱۰۳نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.