پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۸۹

ارادت بی‌چون یکی را از تخت شاهی فرو آرد و دیگری را در شکم ماهی نکو دارد.

وقتیست خوش آن را که بود ذکر تو مونس

ور خود بود اندر شکم حوت چو یونس

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۹۱هر که به تأدیب دنیا راه صواب نگیرد، به تعذیب عقبی گرفتار آید. وَلَنُذیقَنَّهُم من العَذاب الأدنی دوُنَ العَذابِ الأکبرِ.
  2. حکمت شمارهٔ ۹۲نیکبختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند، زآن پیشتر که پسینیان به واقعهٔ او مثل زنند.
  3. حکمت شمارهٔ ۹۳آن را که گوش ارادت گران آفریده‌اند، چون کند که بشنود و آن را که کمند سعادت کشان می‌برد، چه کند که نرود؟
  4. حکمت شمارهٔ ۹۴گدای نیک انجام به از پادشای بد فرجام.
  5. حکمت شمارهٔ ۹۵زمین را ز آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءٍ یَتَرشَّحُ بِما فیهِ.
  6. حکمت شمارهٔ ۹۶حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد.
  7. حکمت شمارهٔ ۹۷زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.
  8. حکمت شمارهٔ ۹۸هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.