پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۶۳

هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.

لذت انگور بیوه داند نه خداوند میوه.

یوسف صدیق علیه السلام در خشکسال مصر سیر نخوردی تا گرسنگان فراموش نکند.

آن که در راحت و تنعم زیست

او چه داند که حال گرسنه چیست

حال درماندگان کسی داند

که به احوال خویش در ماند

ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار

که خر خارکش مسکین در آب و گل است

آتش از خانهٔ همسایهٔ درویش مخواه

کآنچه بر روزن او می‌گذرد دود دل است

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۶۵دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.
  2. حکمت شمارهٔ ۶۶ای طالب روزی بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل مرو که جان نبری.
  3. حکمت شمارهٔ ۶۷به نانهاده دست نرسد و نهاده هر کجا هست برسد.
  4. حکمت شمارهٔ ۶۸صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد.
  5. حکمت شمارهٔ ۶۹توانگر فاسق کلوخ زراندود است و درویش صالح شاهد خاک آلود. این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون مرصع.
  6. حکمت شمارهٔ ۷۰شدت نیکان روی در فرج دارد و دولت بدان سر در نشیب.
  7. حکمت شمارهٔ ۷۱حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بی گناه را دشمن می‌دارد.
  8. حکمت شمارهٔ ۷۲تلمیذ بی ارادت عاشق بی زر است و روندهٔ بی معرفت مرغ بی پر و عالم بی عمل درخت بی بر و زاهد بی علم خانهٔ بی در
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.