پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۷

شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست

وین جان به لب رسیده در بند تو نیست

گر تو دگری به جای من بگزینی

من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰روی تو به فال دارم ای حور نژاد
  3. رباعی شمارهٔ ۳۱تو هر چه بپوشی به تو زیبا گردد
  4. رباعی شمارهٔ ۳۲نوروز که سیل در کمر می‌گردد
  5. رباعی شمارهٔ ۳۳کس عهد وفا چنان که پروانهٔ خُرد
  6. رباعی شمارهٔ ۳۴دستارچه‌ای کان بت دلبر دارد
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵گر باد ز گل حسن شبابش ببرد
  8. رباعی شمارهٔ ۳۶کس نیست که غم از دل ما داند برد
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.