پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

وآگاهی نیست مردمِ بیرون را

الا مگر آن‌ که روی لیلی دیده‌ست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب!
  2. رباعی شمارهٔ ۴چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت
  3. رباعی شمارهٔ ۵دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت
  4. رباعی شمارهٔ ۶روزی گفتی «شبی کنم دلشادت
  5. رباعی شمارهٔ ۷صد بار بگفتم به غلامان درت
  6. رباعی شمارهٔ ۸آن یار که عهدِ دوستاری بشکست
  7. رباعی شمارهٔ ۹شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۰هشیار سری بوَد ز سودای تو مست
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.