پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۰

هشیار سری بوَد ز سودای تو مست

خوش آن که ز روی تو دلش رفت ز دست

بی‌‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود

ور هیچ نباشد، چو تو هستی، همه هست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲وه وه که قیامت‌ست این قامت راست
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳سرو از قدت اندازهٔ بالا بُردست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴امشب که حضور یار جان افروزست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵آن شب که تو در کنار مایی روزست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶گویند هوای فصل آزار خوش‌ست
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷خیزم بروم چو صبر نامحتمل‌ست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸آن ماه که گفتی ملک رحمانست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹آن سست وفا که یار دل‌سخت من است
همه‌ی رباعیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.