پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب اول در عدل و تدبیر و رای

بخش ۷ - هم در این معنی

خبر یافت گردن‌کشی در عراق

که می‌گفت مسکینی از زیر طاق

تو هم بر دری هستی امیدوار

پس امید بر در نشینان برآر

نخواهی که باشد دلت دردمند

دل دردمندان برآور ز بند

پریشانی خاطر دادخواه

براندازد از مملکت پادشاه

تو خفته خنک در حرم نیمروز

غریب از برون گو به گرما بسوز

ستانندهٔ داد آن کس خداست

که نتواند از پادشه دادخواست

ادامه‌ی باب اول در عدل و تدبیر و رای

  1. بخش ۹ - حکایت اتابک تکلهدر اخبار شاهان پیشینه هست
  2. بخش ۱۰ - حکایت ملک روم با دانشمندشنیدم که بگریست سلطان روم
  3. بخش ۱۱ - حکایت مرزبان ستمگار با زاهدخردمند مردی در اقصای شام
  4. بخش ۱۲ - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشانمها زورمندی مکن با کهان
  5. بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال تواناییچنان قَحط سالی شد اندر دمشق
  6. بخش ۱۴ - حکایتشبی دود خلق آتشی برفروخت
  7. بخش ۱۵ - اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آنخبرداری از خسروان عجم
  8. بخش ۱۶ - حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشانشنیدم که در مرزی از باختر
همه‌ی باب اول در عدل و تدبیر و رای ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.