پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب اول در عدل و تدبیر و رای

بخش ۶ - گفتار اندر نظر در حق رعیت مظلوم

تو کی بشنوی نالهٔ دادخواه

به کیوان برت کلهٔ خوابگاه؟

چنان خسب کآید فغانت به گوش

اگر دادخواهی برآرد خروش

که نالد ز ظالم که در دور توست

که هر جور کاو می‌کند جور توست

نه سگ دامن کاروانی درید

که دهقان نادان که سگ پرورید

دلیر آمدی سعدیا در سخن

چو تیغت به دست است فتحی بکن

بگو آنچه دانی که حق گفته به

نه رشوت ستانی و نه عشوه ده

طمع بند و دفتر ز حکمت بشوی

طمع بگسل و هرچه دانی بگوی

ادامه‌ی باب اول در عدل و تدبیر و رای

  1. بخش ۸ - حکایت در معنی شفقتیکی از بزرگان اهل تمیز
  2. بخش ۹ - حکایت اتابک تکلهدر اخبار شاهان پیشینه هست
  3. بخش ۱۰ - حکایت ملک روم با دانشمندشنیدم که بگریست سلطان روم
  4. بخش ۱۱ - حکایت مرزبان ستمگار با زاهدخردمند مردی در اقصای شام
  5. بخش ۱۲ - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشانمها زورمندی مکن با کهان
  6. بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال تواناییچنان قَحط سالی شد اندر دمشق
  7. بخش ۱۴ - حکایتشبی دود خلق آتشی برفروخت
  8. بخش ۱۵ - اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آنخبرداری از خسروان عجم
همه‌ی باب اول در عدل و تدبیر و رای ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.