پرش به محتوای اصلی
ابوالفرج رونی ابوالفرج رونی

قصاید

شمارهٔ ۳ - در مدح سیف الدوله محمود ابراهیم

بادبان برکشید باد صبا

معتدل گشت باز طبع هوا

خاک دیبا شدست پر صورت

جانور گشته صورت دیبا

شاخ چون کرم پیله گوهر خویش

برتند گرد تن همی عمدا

سبزه اندر حمایت شبنم

سر ز پستی کشید بر بالا

ابر بی شرط مهر و عقد نکاح

گشت حامل به لؤلؤ لالا

اینک از شرم آن همی فکند

لؤلؤ نارسیده بر صحرا

چشمها بر گشاده غنچه گل

تا به بیند جمال خسرو ما

پنجها بر فراخت سرو سهی

تا کند بر کمال شاه دعا

میر محمود سیف دولت و دین

آن فلک سیرت فلک سیما

آنکه اندر ابد نظر کرد است

سوی عدلش قضا بعین رضا

آنکه اندر ازل کمربسته است

بر فلک پیش طالعش جوزا

هیبتش جوهری ست از آتش

همتش عالمی ست از علیا

هر کجا پاس اوست نیست خطر

هر کجا خوف اوست نیست رجا

سهم او رعد و برق را بنمود

گفت از این اصل گشته ایم جدا

نکشد بار حلم او کونین

چون کشد طبع او همی تنها

ای متابع ترا سپاه زمین

وی موافق ترا نجوم سما

گر ز مهر تو دانه سازد عقل

اندر آید به دام او عنقا

ور ز جود تو مایه گیرد روح

ذات او صورتی شود پیدا

تا برآرد هزار لعب همی

در شبان روز گنبد خضرا

همه امروزهای دولت تو

باز پیوسته باد با فردا

دهر پیش تو مانده دست بکش

چرخ پیش تو گشته (کرده) پشت دو تا

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵ - در مدح خواجه منصور بن سعید بن احمد بن حسن میمندی صاحب دیوان عرضامروز نشاطی است فره فضل و کرم را
  2. شمارهٔ ۶ - در مدح سیف الدوله محمود ابراهیمنوروز جوان کرد به دل پیر و جوان را
  3. شمارهٔ ۷ - ایضاً لهزرود زاوه عبر کرد بحر ما
  4. شمارهٔ ۸ - در مدح سیف الدوله محمود ابراهیمبدیع نیست به شب دیدن ستاره در آب
  5. شمارهٔ ۹ - در مدح طاهر علی مشکانگرفت مشرق و مغرب سوار آتش و آب
  6. شمارهٔ ۱۰ - در مدح بونصر پارسیقبول یافت ز هر هفت اختر آتش و آب
  7. شمارهٔ ۱۱ - (در مدح عمیدالدولة عمدة الکتاب)گه رحیل چو بگذاشتم همی اسباب
  8. شمارهٔ ۱۲ - ایضاً لهای تیغ تو کشیده ترا ز تیغ آفتاب
همه‌ی قصاید ←

ابوالفرج رونی درباره‌ی ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.