پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه

بخش ۵

آن گرنج و آن شکر برداشت پاک

وندر آن دستار آن زن بست خاک

باز کرد از خواب زن را نرم و خوش

گفت: دزدانند و آمد پای پش

آن زن از دکان فرود آمد چو باد

پس فلرزنگش به دست اندر نهاد

شوی بگشاد آن فلرزش، خاک دید

کرد زن را بانگ و گفتش: ای پلید

ادامه‌ی ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه

  1. بخش ۷گفت: هنگامی یکی شهزاده بود
  2. بخش ۸کشتیی بر آب و کشتیبانش باد
  3. بخش ۹بانگ زله کرد خواهد کر گوش
  4. بخش ۱۰وز درخت اندر، گواهی خواهد اوی
  5. بخش ۱۱همچنان کَبتی که دارد انگبین
  6. بخش ۱۲هیچ شادی نیست اندر این جهان
  7. بخش ۱۳تا جهان بود از سر آدم فراز
  8. بخش ۱۴گفت با خرگوش خانه خان من
همه‌ی ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.