پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه

بخش ۱۳

تا جهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راز دانش بی‌نیاز

مردمانِ بخرد اندر هر زمان

راز دانش را به‌هر گونه زبان

گِرد کردند و گرامی داشتند

تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

دانش اندر دل چراغ روشن است

وز همه بد، بر تن تو‌، جوشن است

ادامه‌ی ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه

  1. بخش ۱۵آن که را دانم که: اویم دشمنست
  2. بخش ۱۶کار چون بسته شود بگشایدا
  3. بخش ۱۷بار کژ مردم به کنگرش اندرا
  4. بخش ۱۸آفریده مردمان مر رنج را
  5. بخش ۱۹اندر آمد مرد با زن چرب چرب
  6. بخش ۲۰شاه دیگر روز باغ آراست خوب
  7. بخش ۲۱خود ترا جوید همه خوبی و زیب
  8. بخش ۲۲پس تبیری دید نزدیک درخت
همه‌ی ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.