فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ - دو همدرد بلبلی گفت به کُنج قفسی
- شمارهٔ ۶۲ - دو همراز در آبگیر، سحرگاه بط به ماهی گفت
- شمارهٔ ۶۳ - دیدن و نادیدن شبی بمردمک چشم، طعنه زد مژگان
- شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل شکایت کرد روزی دیده با دل
- شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیر گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانهای
- شمارهٔ ۶۶ - ذره شنیدهاید که روزی بچشمهٔ خورشید
- شمارهٔ ۶۷ - ذره و خفاش در آنساعت که چشم روز میخفت
- شمارهٔ ۶۸ - راه دل ای که عمریست راه پیمائی
- شمارهٔ ۶۹ - رفوی وقت گفت سوزن با رفوگر وقت شام
- شمارهٔ ۷۰ - رنج نخست خلید خار درشتی بپای طفلی خرد
- شمارهٔ ۷۱ - روباه نفس ز قلعه، ماکیانی شد به دیوار
- شمارهٔ ۷۲ - روح آزاد تو چو زری، ای روان تابناک
- شمارهٔ ۷۳ - روح آزرده به شکوه گفت جوانی فقیر با پیری
- شمارهٔ ۷۴ - روش آفرینش سخن گفت با خویش، دلوی بنخوت
- شمارهٔ ۷۵ - زاهد خودبین آن نشنیدید که در شیروان
- شمارهٔ ۷۶ - سپید و سیاه کبوتری، سحر اندر هوای پروازی
- شمارهٔ ۷۷ - سختی و سختیها نهفتن به عمری غمِ آشکاری
- شمارهٔ ۷۸ - سرنوشت به جغد گفت شبانگاه طوطی از سرِ خشم
- شمارهٔ ۷۹ - سرود خارکن به صحرا، سرود اینچنین خارکن
- شمارهٔ ۸۰ - سر و سنگ نهان کرد دیوانه در جیب، سنگی
- شمارهٔ ۸۱ - سعی و عمل براهی در، سلیمان دید موری
- شمارهٔ ۸۲ - سفر اشک اشک طرف دیده را گردید و رفت
- شمارهٔ ۸۳ - سیه روی بکنج مطبخ تاریک، تابه گفت به دیگ
- شمارهٔ ۸۴ - شاهد و شمع شاهدی گفت بشمعی کامشب
- شمارهٔ ۸۵ - شب شباهنگام، کاین فیروزه گلشن
- شمارهٔ ۸۶ - شباویز چو رنگ از رخ روز، پرواز کرد
- شمارهٔ ۸۷ - شرط نیکنامی نیکنامی نباشد، از ره عجب
- شمارهٔ ۸۸ - شکایت پیرزن روز شکار، پیرزنی با قباد گفت
- شمارهٔ ۸۹ - شکسته با بنفشه، لاله گفت ای بیخبر
- شمارهٔ ۹۰ - شکنج روح بزندان تاریک، در بند سخت
- شمارهٔ ۹۱ - شوق برابری نارونی بود به هندوستان
- شمارهٔ ۹۲ - صاعقهٔ ما، ستم اغنیاست برزگری پند به فرزند داد
- شمارهٔ ۹۳ - صاف و دُرد غنچهای گفت به پژمرده گلی
- شمارهٔ ۹۴ - صید پریشان شنیدم بود در دامان راغی
- شمارهٔ ۹۵ - طفل یتیم کودکی کوزهای شکست و گریست
- شمارهٔ ۹۶ - طوطی و شکر تاجری در کشور هندوستان
- شمارهٔ ۹۷ - عشق حق عاقلی، دیوانهای را داد پند
- شمارهٔ ۹۸ - عمر گل سحرگه، غنچهای در طرف گلزار
- شمارهٔ ۹۹ - عهد خونین به بامِ قلعهای، بازِ شکاری
- شمارهٔ ۱۰۰ - عیبجو زاغی به طرف باغ، به طاووس طعنه زد
- شمارهٔ ۱۰۱ - غرور نیکبختان ز دامی دید گنجشگی همائی
- شمارهٔ ۱۰۲ - فرشتهٔ انس در آن سرای که زن نیست، انس و شفقت نیست
- شمارهٔ ۱۰۳ - فریاد حسرت فتاد طائری از لانه و ز درد تپید
- شمارهٔ ۱۰۴ - فریب آشتی ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت
- شمارهٔ ۱۰۵ - فلسفه نخودی گفت لوبیائی را
- شمارهٔ ۱۰۶ - قائد تقدیر کرد آسیا ز آب، سحرگاه باز خواست
- شمارهٔ ۱۰۷ - قدر هستی سرو خندید سحر، بر گل سرخ
- شمارهٔ ۱۰۸ - قلب مجروح دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
- شمارهٔ ۱۰۹ - کارآگاه گربهٔ پیری، ز شکار اوفتاد
- شمارهٔ ۱۱۰ - کارگاه حریر به کرم پیله شنیدم که طعنه زد حلزون
- شمارهٔ ۱۱۱ - کاروان چمن گفت با صیدِ قفس، مرغ چمن
- شمارهٔ ۱۱۲ - کارهای ما نخوانده فرق سر از پای، عزم کو کردیم
- شمارهٔ ۱۱۳ - کرباس و الماس یکی گوهر فروشی، ثروت اندوز
- شمارهٔ ۱۱۴ - کعبهٔ دل گه احرام، روز عید قربان
- شمارهٔ ۱۱۵ - کمان قضا موشکی را به مهر، مادر گفت
- شمارهٔ ۱۱۶ - کوته نظر شمع بگریست گه سوز و گداز
- شمارهٔ ۱۱۷ - کودک آرزومند دی، مرغکی بمادر خود گفت، تا بچند
- شمارهٔ ۱۱۸ - کوه و کاه بچشم عجب، سوی کاه کرد کوه نگاه
- شمارهٔ ۱۱۹ - کیفر بی هنر بخویش، هیمه گه سوختن بزاری گفت
- شمارهٔ ۱۲۰ - گذشتهٔ بیحاصل کاشکی، وقت را شتاب نبود
متن اشعار به نقل از گنجور.