پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۱۱۲ - در تصدیق کرامات اولیا

قوت نفس را مقاماتست

سر آن معجز و کراماتست

نفس چندانکه هست بالاتر

در کرامات و کشف والاتر

از کدورت دلت چو گردد دور

رختت از ظلمت آورند به نور

غیب دان جز به نور نتوان شد

وقت بین بیحضور نتوان شد

دل در آن نور چون مقیم شود

حرکات تو مستقیم شود

باشدت حکم بر وجود و عدم

لیک بیحکم بر نیاری دم

خواهشت چون برای او باشد

تو نباشی، رضای او باشد

تا نگیری صفات روحانی

تا نگردی ز پا و سر فانی

قربت خود کجا دهد شاهت؟

به ولایت کجا بود راهت؟

به محبت چو مبتلا باشی

گاه و بیگاه در بلا باشی

بی‌ولایت ز خوف نتوان رست

تا ولی نیستی تو خوفی هست

به ولایت چو دل ستوده شود

در هیبت برو گشوده شود

چون رسی در مقام محبوبی

زو نبیند دل تو جز خوبی

صورتت صورت فرشته شود

زیر پایت زمین نوشته شود

بر سر آبها روان گردی

غیب گویی و غیبدان گردی

از نظرها نهان توانی شد

مقتدای جهان توانی شد

نگذارد ز لطف صانع تو

که شود هیچ چیز مانع تو

تو مسلم شوی به سلطانی

گه نوازی و گاه رنجانی

آوری اسب قربت اندر زین

به اجابت شود دعات قرین

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۱۱۴ - در صفت ارشاد پیراول استاد، پس گهر سفتن
  2. بخش ۱۱۵ - در شرح حال اهل زرق و تلبیسهمه روی زمین نفاق گرفت
  3. بخش ۱۱۶ - در منع تقلیدپی تقلید رفتن از کوریست
  4. بخش ۱۱۷ - دور سوم در شرح معاد خلایق و احوال آخرتمرکب راه را فرو کش تنگ
  5. بخش ۱۱۸ - در سبب مرگ طبیعیپیش ازین کردمت ز حال آگاه
  6. بخش ۱۱۹ - در ذکر معاد و تجرد کلیچون تعلق برید جان از جسم
  7. بخش ۱۲۰ - در تدبیر این سفرگر مریدی ز دار دور شود
  8. بخش ۱۲۱ - در عروج روح به عالم اصلیپدری داری اندرین بالا
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.