پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۱۱۸ - در سبب مرگ طبیعی

پیش ازین کردمت ز حال آگاه

که: سه روحند جسم را همراه

کار هر یک پدید و مدت کار

وین سخن باز می‌کنم تکرار

تا چهل سال روح روینده

میکند کار در تن بنده

تن او باشد اندر افزونی

متفاوت به چندی و چونی

چون گذشتی از آن، نبالد تن

هر دم از زحمتی بنالد تن

لیکن آثار روح حیوانی

که تو ادراک و جنبشش خوانی

همچنان برقرار خود باشند

بر سر شغل و کار خود باشند

گاه پیری به قدر کند شوند

گر چه رامند، لیک تند شوند

در بدنها رطوبتیست لطیف

منفصل گشته از فضول کثیف

که حیات ترا عزیزی اوست

نشانهٔ قوت غریزی اوست

آن رطوبت چو برقرار بود

زان مزاج تو رطب و حار بود

تن به تدبیر نفس انسانی

زنده باشد، چنانکه میدانی

چون شود در تن آن نظارت کم

بدنت را شود حرارت کم

اندک اندک همی شود زو خرج

تا بپالاید از مشام و ز فرج

کندت قید سردی و خشکی

طرح کافور بر خط مشکی

آنچه تحلیل یابد از بدلش

دهدت دست، کم بود خللش

ور بدل کم شود شکسته شود

تا حیات از بدن گسسته شود

کند اندر تنت هلاک نزول

نفس نطقیت را کند معزول

سبب اینست مرگ و مردان را

ضغف و فرتوتی و فسردن را

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۱۲۰ - در تدبیر این سفرگر مریدی ز دار دور شود
  2. بخش ۱۲۱ - در عروج روح به عالم اصلیپدری داری اندرین بالا
  3. بخش ۱۲۲ - حکایتبود روزی مسیح و یارانش
  4. بخش ۱۲۳ - درتحقیق وصول عرفیعشق از آنسوی عقل گیرد دوست
  5. بخش ۱۲۴ - در بیان علومی که همراه نفس شونددر قیامت کجا رود با نفس؟
  6. بخش ۱۲۵ - درصفت بهشت و مراتب آنچون بمیری ازین جواهر خمس
  7. بخش ۱۲۶ - حکایتشد غلام ملک به می خوردن
  8. بخش ۱۲۷ - در معارج ارواح و ابدان و عذاب ایشانورندارد ز دین و دانش بهر
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.