پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۱۲۱ - در عروج روح به عالم اصلی

پدری داری اندرین بالا

گشته در اصل و در گهر والا

گر ازین قبه ره به دریابی

خویش را پیش آن پدر یابی

پدرت را برادران هستند

همه را جفت و مادران هستند

سر به سر نور و جمله روحانی

فارغ از ننگ عالم فانی

طلب آن تبارو خویشی کن

روی در روی فضل و پیشی کن

تو درین چارمیخ طبع و هوا

نام ایشان مبر، که نیست روا

نکنی امتزاج با انجم

تا نگیری طبیعت پنجم

خر عیسیست این تن مردار

سوزن او تعلق و پندار

چه شوی بستهٔ خر و سوزن؟

زین دو بیگانه خیمه یکسوزن

تا نفس هست و نفس، کاری کن

گرد خویش از عمل حصاری کن

مادرانند این مراکب دون

پدرانت، کواکب گردون

برفلک داری، ای پسر، آیا

پسرا، میل کن سوی بابا

مادران را به دختران بگذار

صحبت این بد اختران بگذار

تو چو عیسی از آن پدر زادی

نه تو زین مادران غرزادی

کرد ایزد ز بهر یاری تو

حس ده گانه را حواری تو

کاهلی را به خویش راه مده

دل به این آب و این گیاه مده

با خدای خود ار بدانی شد

آشنا آن زمان توانی شد

جهد آن کن که پاک شوی

حیف باشد که خاک خاک شوی

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۱۲۳ - درتحقیق وصول عرفیعشق از آنسوی عقل گیرد دوست
  2. بخش ۱۲۴ - در بیان علومی که همراه نفس شونددر قیامت کجا رود با نفس؟
  3. بخش ۱۲۵ - درصفت بهشت و مراتب آنچون بمیری ازین جواهر خمس
  4. بخش ۱۲۶ - حکایتشد غلام ملک به می خوردن
  5. بخش ۱۲۷ - در معارج ارواح و ابدان و عذاب ایشانورندارد ز دین و دانش بهر
  6. بخش ۱۲۸ - خطاب به خواجه غیاث‌الدین محمدای شب و روز عالم از تو بساز
  7. بخش ۱۲۹ - در معذرت و فروتنی خود و تاریخ کتابخاطر پاک ساکنان قبور
  8. بخش ۱۳۰ - در اعتقاد خود گویدبا چنین فقر و این تهی دستی
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.