پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۱۱۱ - در تحقیق زیارت قبور

نور با جان اگر چه همرنگست

با تنش نیز صحبتی تنگست

سوی این روشنی همی پویند

این زیارت که خلق میگویند

گر ازین نور اثر ندیدی عام

استخوان را چگونه بردی نام؟

تن پاک ار ز جان جدا باشد

نه که بی‌رحمت خدا باشد

نافه از مشک اگر تهی سازند

بوی خوش چون دهد نیندازند

گل که با گل نشست خویشی یافت

بر سر آمد که قدر و بیشی یافت

صدف آخر نه هم ز صحبت در

گشت غزاز رنگ چهرهٔ غر؟

مسجدی کندرو نماز کنند

درش از احترام باز کنند

قالبی از سر نیاز و یقین

سالها سر نهاده بر خط دین

عقل را کرده بنده فرمانی

با دل و جان درست پیمانی

گر چه از دیده‌ها نهان گردد

خاک او قبلهٔ جهان گردد

روح او حاضرست و داننده

کام هر کس بدو رساننده

تو که در حق مرده این گویی

زندگان را چرا نمیجویی؟

به مقامات عارفان کن کار

به کرامات واصلان اقرار

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۱۱۳ - در حقیقت اجابت دعاگر دعا جمله مستجاب شدی
  2. بخش ۱۱۴ - در صفت ارشاد پیراول استاد، پس گهر سفتن
  3. بخش ۱۱۵ - در شرح حال اهل زرق و تلبیسهمه روی زمین نفاق گرفت
  4. بخش ۱۱۶ - در منع تقلیدپی تقلید رفتن از کوریست
  5. بخش ۱۱۷ - دور سوم در شرح معاد خلایق و احوال آخرتمرکب راه را فرو کش تنگ
  6. بخش ۱۱۸ - در سبب مرگ طبیعیپیش ازین کردمت ز حال آگاه
  7. بخش ۱۱۹ - در ذکر معاد و تجرد کلیچون تعلق برید جان از جسم
  8. بخش ۱۲۰ - در تدبیر این سفرگر مریدی ز دار دور شود
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.