پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۱

با ما دمش ار به مهر یکتاست بهست

سیب زنخش چو در کف ماست بهست

زین پس من و وصف قامت او، آری

چون میگوییم هم سخن راست بهست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۳ای طلعتِ نور گسترت بدرِ بهشت
  2. رباعی شمارهٔ ۴۴باد سحری چو غنچه را لب بشکافت
  3. رباعی شمارهٔ ۴۵دل در غم او بکاست، می‌باید گفت
  4. رباعی شمارهٔ ۴۶با یار ز نیک و بد نمی‌باید گفت
  5. رباعی شمارهٔ ۴۷شد درد بر پای فلک فرسایت
  6. رباعی شمارهٔ ۴۸ای پیش تو ماه تا به ماهی همه هیچ
  7. رباعی شمارهٔ ۴۹بنمود بمن یار میان، یعنی هیچ
  8. رباعی شمارهٔ ۵۰دل بندهٔ بند سنبل پست تو باد!
همه‌ی رباعیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.