پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها

  1. شمارهٔ ۳۰ای دل چو نصیب تست سرگردانی
  2. شمارهٔ ۳۱در راه طلب زنیست هستی خیزد
  3. شمارهٔ ۳۲صوفی غم جان خور تو غم نان تا کی
  4. شمارهٔ ۳۳از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
  5. شمارهٔ ۳۴قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
  6. شمارهٔ ۳۵معشوقه عیان بود نمی دانستم
  7. شمارهٔ ۳۶از عقل و هنر هر آنک بی مایَه بود
  8. شمارهٔ ۳۷تا در سر تو مایهٔ مایی و منی است
همه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.