پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها

  1. شمارهٔ ۳۷تا در سر تو مایهٔ مایی و منی است
  2. شمارهٔ ۳۸هر ذره که در هوای او گردان است
  3. شمارهٔ ۳۹تا هستی خود را نکنی دامن چاک
  4. شمارهٔ ۴۰به بین نشود کس به تکبّر کردن
  5. شمارهٔ ۴۱ای خلقت تو زخاک وز آب منی
  6. شمارهٔ ۴۲از کبر مدار هیچ در دل هوسی
  7. شمارهٔ ۴۳آن کس که سرشته باشد از آب منی
  8. شمارهٔ ۴۴دردا که تو از غرور وز بی خبری
همه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.