پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها

  1. شمارهٔ ۴۴دردا که تو از غرور وز بی خبری
  2. شمارهٔ ۴۵الورد یقول بعد ما کنت اناس
  3. شمارهٔ ۴۶ای خسته و بسته از پس بینی خویش
  4. شمارهٔ ۴۷از خود بینی اگر شوی مست غرور
  5. شمارهٔ ۴۸ای نفس به سوی حق چنین نتوان شد
  6. شمارهٔ ۴۹رو دیده بدوز تا دلت دیده شود
  7. شمارهٔ ۵۰از خوی بد تو زان همی رنجد کس
  8. شمارهٔ ۵۱از غایت خودپسندی و خودبینی
همه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.