پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۷۰

نه تنها دین و دل برد از نگاهش

که روزم کرده شب زلف سیاهش

زهی صیادی چشمش که آن صید

کند صد دل بیک تیر نگاهش

بهر جا پا نهد خیزد قیامت

ز سرو قامت و روی چو ماهش

ز حسرت افتدش خورشید در پای

بسر گر بشکند طرف کلاهش

اگر نه شاه خوبانست از چیست

که خیل خوبرویان شد سپاهش

بهر سوئی که او رخت سفر بست

الهی بیخطر گردان تو راهش

دم رفتن نکرد اوگر وداعم

بهر جا شد خدا پشت و پناهش

سلامت بازش آور بازیارب

شود تانور مجرم عذر خواهش

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۷۲ای لعل می آلودت از جوش شکر فیاض
  2. شمارهٔ ۷۳ای که با نیکان طمع داری که یا بی ارتباط
  3. شمارهٔ ۷۴ای خدایت زهر بلاحافظ
  4. شمارهٔ ۷۵گیرم از خلق توانکرد نهان فعل شنیع
  5. شمارهٔ ۷۶یکی روز رفتم بگلگشت باغ
  6. شمارهٔ ۷۷مرا اتفاق از هجوم مخالف
  7. شمارهٔ ۷۸کسیکه عشق تو بر نقد دل شدش صراف
  8. شمارهٔ ۷۹خدای یکتا بداد ما را دویار زیبا نجیب و عارف
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.