پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۷۸

کسیکه عشق تو بر نقد دل شدش صراف

چو زرخالص از هر غشی نماید صاف

اگر تو طالب اکسیر عافیت هستی

مسوز سیم و زر عمر ز آتش اخلاف

نهی بکوره اسراف نقد و نسیه بچند

خدای دوست نمیدارد اینقدر اسراف

ترا ببوته چه حاجت ز کردن زیبق

بملح ساجی و گوگرد سرخ فرش و لحاف

به تند و شورقناعت بکش تو زیبق نفس

که کیمیای تو اینست و نیست این بگزاف

نظر ز سیم و زر قلب ناکسان دربند

بدار ضرب محبت چونور شو صراف

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۸۰چو بلبلی که بود آن بگلستان مشتاق
  2. شمارهٔ ۸۱بیشتر زانکه رسد باده ز روئیدن تاک
  3. شمارهٔ ۸۲هرسو که کنی روتو بدینشکل و شمایل
  4. شمارهٔ ۸۳عمریست تا چو شمع بخدمت ستاده ایم
  5. شمارهٔ ۸۴ای روی نکرده هیچ سویم
  6. شمارهٔ ۸۵زهی مصحف رو که در وی رقم
  7. شمارهٔ ۸۶اکنون که بطره ات اسیرم
  8. شمارهٔ ۸۷من جز تو کسی دگر ندارم
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.