پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۸۲

هرسو که کنی روتو بدینشکل و شمایل

گردند ترا عارف و عامی همه مایل

هم مایل رخسار تو خورشید جهانتاب

هم سائل دربار تو سلطان قبایل

پامال فراقت نشده سر نتوان کرد

برگردن وصلت نفسی دست حمایل

هر چند کند جسم مرا خاک و برد باد

از دل نکند سیل فنا نقش تو زایل

عاقل بود آنکسکه کند کسب فضیلت

من عاشقم و عشق توام بس ز فضایل

جز عشق تو کان عقده گشای دل من شد

نگشود مرا عقده از حل و رسایل

عمریست که دل از پی توصیف جمالت

بگشوده بمفتاح سخن نور دلائل

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۸۴ای روی نکرده هیچ سویم
  2. شمارهٔ ۸۵زهی مصحف رو که در وی رقم
  3. شمارهٔ ۸۶اکنون که بطره ات اسیرم
  4. شمارهٔ ۸۷من جز تو کسی دگر ندارم
  5. شمارهٔ ۸۸ز گل و گلاب و ز لاله پیاله می جویم
  6. شمارهٔ ۸۹من خونین جگر داغی که از هجران بدل دارم
  7. شمارهٔ ۹۰نه این زمان ز می جلوه تو من مستم
  8. شمارهٔ ۹۱سالها شد که به دل نقش مرادی دارم
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.