پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۹۱

سالها شد که به دل نقش مرادی دارم

دیدهٔ جان به رخ حور نژادی دارم

طره عقد گشایش چو ببندد گرهی

از گره بستن آن طره گشادی دارم

گرچه غم‌ها بود از دوری وصلش به دلم

هر دم از یاد رخش خاطر شادی دارم

کیسه دوست چو غم گر ز زر و سیم تهیست

صاحبی ذوالکرم و شاه جوادی دارم

شکر ایزد که ز لَخت جگر و پاره دل

در بیابان غمش توشه و زادی دارم

نه سر صلح به کس باشدم و نه دل جنگ

تا در این معرکه با نفس جهادی دارم

صد رهم گر کُشد از خنجر بیداد چه نور

رهی از وی تو مپندار که دادی دارم

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۹۳ای ز نور تو چشم جان روشن
  2. شمارهٔ ۹۴ندانم آخر از داغ دل من
  3. شمارهٔ ۹۵چو بسمل کردی و بردی دل من
  4. شمارهٔ ۹۶نه تنها منزل او شد دل من
  5. شمارهٔ ۹۷دگر بگرفته در کف خنجرش بین
  6. شمارهٔ ۹۸دگر دل پای بست دیگرش بین
  7. شمارهٔ ۹۹رخ زیبا چو ماه روشنش بین
  8. شمارهٔ ۱۰۰چندم زنی ای بت جفاجو
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.