پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۸۹

من خونین جگر داغی که از هجران بدل دارم

ندارد مرهمی دیگر بغیر از وصل دلدارم

زگلزار سر کویش صباگر بشکند شاخی

ز شاخ حسرتش بر دل فتد هر لحظه صد خارم

چو ای صیاد سنگین دل نمودم در قفس منزل

چو مرغان دگر نبود هوای باغ و گلزارم

ز زلف بی بها موئی بصد جان گرکه بفروشد

دراین سودا من مسکین بجان و دل خریدارم

طبیبا بعد از این باشد همه سعی تو بیحاصل

که درمانی بجز دردش ندارد جان بیمارم

اناالحق هیچ ناگفته دری ز اسرار ناسفته

گناهمرا نمیپرسی کشی از قهر بردارم

بظاهر گرچه دیدارش نشد باری مرا حاصل

ولی چون نور در باطن همیشه مست دیدارم

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۹۱سالها شد که به دل نقش مرادی دارم
  2. شمارهٔ ۹۲بیا که تشنه لعلت چو آب یاقوتم
  3. شمارهٔ ۹۳ای ز نور تو چشم جان روشن
  4. شمارهٔ ۹۴ندانم آخر از داغ دل من
  5. شمارهٔ ۹۵چو بسمل کردی و بردی دل من
  6. شمارهٔ ۹۶نه تنها منزل او شد دل من
  7. شمارهٔ ۹۷دگر بگرفته در کف خنجرش بین
  8. شمارهٔ ۹۸دگر دل پای بست دیگرش بین
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.