پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۵۳

در دامن دوستان دانا زن دست

گر دانایی توان ز نادانی رست

با آنک سخن ز نیستی باید گفت

هرگز نتوان گفت ز هستیت هست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۵۵ای دل چو بدو نیک جهان در گذرست
  2. شمارهٔ ۵۶زان روی که روی عاشقان در یادست
  3. شمارهٔ ۵۷می گر چه که طبع تلخ، شورانگیز ست
  4. شمارهٔ ۵۸با دیده و ره ندیده بسیار کس است
  5. شمارهٔ ۵۹گر هیچ هدایتی کند عزمی جست
  6. شمارهٔ ۶۰دیدار به ما نمود و در پرده نشست
  7. شمارهٔ ۶۱کفر از سر زلفین تو در عین حق است
  8. شمارهٔ ۶۲بیداد ز عقل و خرد و هوش و دل است
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.