حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۰
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
چون روی تو ماه نیست روشن، گفتم
چون قد تو سرو نیست، می گویم راست
حکیم نزاری
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
چون روی تو ماه نیست روشن، گفتم
چون قد تو سرو نیست، می گویم راست
دربارهی حکیم نزاریحکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.