پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۴۵

خون آمد و پیرامن چشمت بگرفت

خوش یافت مگر مأمن چشمت بگرفت

از بس که به غمزه خون ناحق کردی

خونی که چنین دامن چشمت بگرفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۷گفتی که کی آمد و کجا بود و کجاست؟
  2. شمارهٔ ۴۸از دست رقیبان مخالف چپ و راست
  3. شمارهٔ ۴۹چشم تو ز بس که کرد خون از چپ و راست
  4. شمارهٔ ۵۰با یار بگفتم به زبانی که مراست
  5. شمارهٔ ۵۱هر صبح که جام عشق گیرم بر دست
  6. شمارهٔ ۵۲دیرست که خواجه مجددین از سر دست
  7. شمارهٔ ۵۳در دامن دوستان دانا زن دست
  8. شمارهٔ ۵۴گویند که ای زمام دل داده ز دست
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.