پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴

هر بلایی کزو رسید مرا

به عطایی دهد نوید مرا

دوش از زلف و ابروان می‌داد

گاه بیم و گهی امید مرا

گه به شمشیر می‌برید از من

گه به زنجیر می‌کشید مرا

من همان بنده‌ام که نادیده

به بهایی گران خرید مرا

عیب او نبود ار به هیچ فروخت

بر من و عیب من چو دید مرا

ستمش خاص و نعمتش عام است

خاصه بهر ستم گزید مرا

تا بگوید که این نشاط منست

با غم خویش پرورید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل را
  2. شمارهٔ ۷نشناخت دل از زلف تو ویرانهٔ خود را
  3. شمارهٔ ۸دادم بغمت شادی این هر دو جهان را
  4. شمارهٔ ۹بگذر ای ناصح فرزانه ز افسانهٔ ما
  5. شمارهٔ ۱۰نام تو کلید بستگی‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱درد چون نیست چه تأثیر بود درمان را
  7. شمارهٔ ۱۲جز بجان کس نشناسد صفت جانان را
  8. شمارهٔ ۱۳منع نظاره روا نیست تماشایی را
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.