پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

درد چون نیست چه تأثیر بود درمان را

گوی شو تا که ببینی اثر چوگان را

از من ای خاک در دوست خدا را بپذیر

بکجا باز برم این سر بی سامان را

چه عجب خلق اگر از تو بغفلت گذرند

آنکه درویش نباشد چه کند درمان را

دیده بستم که دل از یاد توام بستان است

جز برویت نگشایم در این بستان را

عهد گل تازه شد آن ساقی گلچهره کجاست

تا ز پیمانه بما تازه کند پیمان را

شاید از پرتو او روز وصالی سازد

آنکه از بخت من آورد شب هجران را

عاقل اندیشه ی جان دارد و عاشق جانان

بالله ار ما بشناسیم ز جان جانان را

دل یکی منزل غیب است نه منزلگه ریب

خلوت قدس مخوان بارگه شیطان را

ای که در کار نشاطت نظری هست مجوی

راز این غمزده ی دلشده ی حیران را

حال این قوم چه دانی تو که بهتر دانند

از نشاطی که بود فاش غم پنهان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳منع نظاره روا نیست تماشایی را
  2. شمارهٔ ۱۴آب گو بگذر ز سر این خانه را
  3. شمارهٔ ۱۵یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را
  4. شمارهٔ ۱۶به یاد آرید یاران مردن حسرت‌نصیبی را
  5. شمارهٔ ۱۷پیداست سر وحدت از اعیان اماتری
  6. شمارهٔ ۱۸شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب
  7. شمارهٔ ۱۹حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
  8. شمارهٔ ۲۰از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.