پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

جز بجان کس نشناسد صفت جانان را

هم بجانان بنگر تا بشناسی جان را

نیست هستی بجز از هستی و هستی همه اوست

خواجه بیهوده بخود می نهد این بهتان را

هوس خرمی از سر بنه ای طالب دوست

آتش افروز بخاری نخرد بستان را

ره چو مقصد بود آن به نبود پایانش

عاشق آن نیست که اندیشه کند پایان را

عشق نیران طلبش میبرد از باغ نعیم

ورنه آدم نپسندد بخود این حرمان را

کافرم خواند یکی وان دگرم مؤمن گفت

عشق هم کفر ببرد از من و هم ایمان را

رو خرابی طلب ای دل که نگیرند خراج

جز ز آباد و نبخشند مگر ویران را

در هوسخانه ی تن دیربماندیم، کجاست

مرگ تا برکند این لعبگه شیطان را

کشتی از لطمه ی موجی شکند، کوش نشاط

تا شوی بحر و بهم درشکنی توفان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴آب گو بگذر ز سر این خانه را
  2. شمارهٔ ۱۵یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را
  3. شمارهٔ ۱۶به یاد آرید یاران مردن حسرت‌نصیبی را
  4. شمارهٔ ۱۷پیداست سر وحدت از اعیان اماتری
  5. شمارهٔ ۱۸شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب
  6. شمارهٔ ۱۹حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
  7. شمارهٔ ۲۰از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت
  8. شمارهٔ ۲۱گاه کاخ است نه وقت چمن است
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.