پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردم

حکایت بود بی پایان ، به خاموشی ادا کردم

به لذت بود گر لخت جگر گر پاره دل بود

نمک رفت از سخن ، تا با تکلّف آشنا کردم

درین دکان کاسد صد هنر بی یک سبب هیچ است

به مس محتاجم اکنون، گرچه مس را کیمیا کردم

خدنگ جعبه توفیق امشب در کمانم بود

غزالم در نظر بسیار خوب آمد خطا کردم

شهادت را عوض، فردوس جانان داد در محشر

دیت خود بود خونم را غلط کردم بها کردم

شبم خوش بود و چشمم داشت الحق گریه گرمی

شکایت بود بر لب، یاد او کردم دعا کردم

گره نیکو نمی زیبید آن ابروی زیبا را

اگر افسون او، گر سحر بابل بود واکردم

به هر کاری که همت می گماری نصرت از حق جو

که بر گنجشک دام افکندم و صید هما کردم

ز کوی یار چون تو، درهم و آشفته می‌آمد

«نظیری » کسب صد گلزار امروز از صبا کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده‌ایم
  2. شمارهٔ ۴۱۶می‌روم زین کوی و وز رشک محبت می‌روم
  3. شمارهٔ ۴۱۷باز از جرم شکایت ناامید از رحمتم
  4. شمارهٔ ۴۱۸تا به کی خیمه چو گل بر گذر باد زنم
  5. شمارهٔ ۴۱۹سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم
  6. شمارهٔ ۴۲۰بسیار نظره کردم در گرم و سرد عالم
  7. شمارهٔ ۴۲۱ز خراش دم به رقت، ز گداز دل به دردم
  8. شمارهٔ ۴۲۲سوخت چون شمع پای تا بسرم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.