پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

باز از جرم شکایت ناامید از رحمتم

گفته ام کفری و اکنون بدترین امتم

ناز من دارد ملالی سایه ام خصم من است

در دل خود خوارم و در چشم خود بی عزتم

گرچه در ظاهر دلم اظهار طاقت می کند

لیک پنهان بر سر جنگ است با من طاقتم

می نویسم خط بیزاری دل پرشکوه را

با هوس پیوند دارد، نیست با او نسبتم

عالمی از رنجشم راه حکایت یافتند

از نکوخواهان دگر در زیر بار منتم

من که جا یابم برش، با رشک اغیارم چه کار

این چنین دایم در آتش از دل پرغیرتم

نیست از رنجش «نظیری» گر شکایت می‌کنم

عندلیبم ناله کردن هست رسم و عادتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم
  2. شمارهٔ ۴۲۰بسیار نظره کردم در گرم و سرد عالم
  3. شمارهٔ ۴۲۱ز خراش دم به رقت، ز گداز دل به دردم
  4. شمارهٔ ۴۲۲سوخت چون شمع پای تا بسرم
  5. شمارهٔ ۴۲۳آتشین گفتار خاکی پیکرم
  6. شمارهٔ ۴۲۴به گل پیراهنی امیدوارم
  7. شمارهٔ ۴۲۵من روز ره خانه خمار ندانم
  8. شمارهٔ ۴۲۶در دشمن زنم و دوستی اظهار کنم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.