پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۴

به گل پیراهنی امیدوارم

که خوشبو سازد آغوش و کنارم

من آن آسیمه صیادم درین بحر

که در دامم نمی گنجد شکارم

قضا هم سنگ کوهم داده سودا

به مویی برتر از او بسته بارم

فشانم خوشه باران ز مژگان

به شورش ابر دشت و کوهسارم

شود شوریده تر هر دم گل و آب

ازین مرغابیان چشمه سارم

به امید وصال آن پری وش

به شکلی هر نفس بت می نگارم

به ایمان نایم از پندار بیرون

عجایب مؤمن زنار دارم

گریبان می درم از عشق و کارش

که تاب این سر و سودا ندارم

ز شهری زادگان عشق پرسید

یکی از عارفان آن دیارم

به این خشکی گر آزادم گذارند

ز سرسبزان وادی یادگارم

«نظیری » ذوق شب خیزان ز من پرس

که از بی گه درین وادی سوارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۶در دشمن زنم و دوستی اظهار کنم
  2. شمارهٔ ۴۲۷رضا به عشق کدام است و اختیار کدام
  3. شمارهٔ ۴۲۸هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدم
  4. شمارهٔ ۴۲۹همیشه تار و پود کار ناهموار می‌بستم
  5. شمارهٔ ۴۳۰زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم
  6. شمارهٔ ۴۳۱چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم
  7. شمارهٔ ۴۳۲شب در بتخانه‌ای را با دو چشم تر زدم
  8. شمارهٔ ۴۳۳به تمنای غلط بر همه کس میر شدیم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.