پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

راز دیرینه ز رخ پرده برانداخت دریغ

حال ما شهره به انشای غزل ساخت دریغ

عشق از آن روز که آتش به نیستانم زد

به پیامیم دل سوخته ننواخت دریغ

جوهر بینش من در ته زنگار بماند

آن که آیینه من ساخت نپرداخت دریغ

کیمیاگر که مس جمله ازو زر گردید

قلب ما را نزد اکسیر چو بگداخت، دریغ

عقل ما پیر نشد حسن شهادت نشناخت

دیر بر معرکه عشق دلم تاخت دریغ

پی سکندر به لب چشمه حیوان آورد

خیمه ای بر لب آن چشمه نیفراخت دریغ

شرح بیچارگی کلک قضا می گفتم

شاه غیرت به سرم تیغ غضب آخت دریغ

کعبتین مه و خور مایه عمرم بردند

چرخ کج باز به من نرد دغا باخت دریغ

تو «نظیری » ز فلک آمده بودی چو مسیح

باز پس رفتی و کس قدر تو نشناخت دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳جان به لب از شوق و می آرند پیغامم دروغ
  2. شمارهٔ ۳۸۴نالم ز چرخ اگر نه بر افغان خورم دریغ
  3. شمارهٔ ۳۸۵آنی به اثر داری و شأنی به تصرف
  4. شمارهٔ ۳۸۶فتنه با زلف تو گرفته طرف
  5. شمارهٔ ۳۸۷تو این گشاد و گره‌ها به دام فکر مباف
  6. شمارهٔ ۳۸۸هرکه تایِب گردد از می بر رخ او رنگ حیف
  7. شمارهٔ ۳۸۹کرشمه تو برد از قمارخانه حریف
  8. شمارهٔ ۳۹۰لب ساقی روان‌ها، دل چشمه حقایق
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.