پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

تو این گشاد و گره‌ها به دام فکر مباف

امید نیست که عنقا برآید از پس قاف

درین دیار که ماییم آدمیت نیست

تو هر کجاش به بینی بگو چه شد انصاف

مرا ز سنت و حرمت سه انتخاب افتاد

امام ساده رخ و عشق پاک و باده صاف

ز علم و زهد و ورع بوی شید می آید

کجاست باده که از خود بشویم این اوصاف

جمال و جاه به حسن وفا صفا دارد

تو را که حسن وفا نیست از جمال ملاف

شجاعتی که برآیی به دیگران سهلست

اگر به خویش برآیی تهمتنی به مصاف

کی این جماعت جاهل خداشناس شوند

که در امور خلافت همی کنند خلاف

تو را چنان که تویی وصف می توانم کرد

خطیب شهر اگر تیغ می نهد به غلاف

نه عارف است که گفت از حسد «نظیری » را

چگونه صیت تو اقلیم را گرفت اطراف

ز لطف شه شده دیهیم پوش درزی شهر

چه حیرت است اگر جوهری شود صراف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹کرشمه تو برد از قمارخانه حریف
  2. شمارهٔ ۳۹۰لب ساقی روان‌ها، دل چشمه حقایق
  3. شمارهٔ ۳۹۱صبح اول کرده عشقت عشوه‌ای در کار عشق
  4. شمارهٔ ۳۹۲رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق
  5. شمارهٔ ۳۹۳ره نداد آن قدرم بر سر خوان تو ملک
  6. شمارهٔ ۳۹۴نگشت دامن گردی درین بیابان چاک
  7. شمارهٔ ۳۹۵درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک
  8. شمارهٔ ۳۹۶رسید فصل گل و عیش گلشنم نزدیک
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.