پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

مثنوی هدایت‌نامه

۱۵- المقاله

ترا دیدهٔ دل اگر باز شد

همای سعادت به پرواز شد

به ملک خرد پنج نوبت بزن

در بوستان سعادت بزن

مگر یابی آنجا نسیم گلی

شوی مست از بوی چون بلبلی

ترا باغ جنت اگر آرزوست

معیشت چنان کن که فرمود دوست

چو تخمی بکشتی در ایام تیر

به وقت درو گو منافع بگیر

جهان کشتزار سرای بقاست

درختی که کاری برِ او تُراست

اگر گل نشاندی، گل آید به بار

بری خار اگر کشته باشی تو خار

کنونت که آب عمل روشن است

فشان تخم چیزی که داری به دست

در این خاکدان ای پسر لاله کار

که فردا شود خاک تو لاله‌زار

سر از خاک گُل که بر می‌کند

ز یاران رفته خبر می‌کند

ادامه‌ی مثنوی هدایت‌نامه

  1. ۱۷- حکایتیکی رند در گلخنی خفته بود
  2. ۱۸- المقالهگر از مایهٔ عشق گویم سخن
  3. ۱۹- حکایتیکی روز محمود گردن فراز
  4. ۲۰- حکایتشبی طوطئی ز آشیان بر پرید
  5. ۲۱- حکایتبه پروانه می‌گفت صاحبدلی
  6. ۲۲- حکایتیکی عاشقی فرد و آزاده‌ای
  7. ۲۳- در ختم کتابز ناصر نشان در بخارا طلب
همه‌ی مثنوی هدایت‌نامه ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.