پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

مثنوی هدایت‌نامه

۲۳- در ختم کتاب

ز ناصر نشان در بخارا طلب

گهر در دل سنگ خارا طلب

بلی گوهر از سوزنی کم شده

ولی یار عیسی مریم شده

چه سوزن که واپس‌تر از گرد راه

ولی رفته بر عارض همچو ماه

به مولد از آن سنگ کردم خطاب

که در وی صلابت بود بی حساب

اگر چه سلاطین او ظالمند

خلایق در او بیشتر عالمند

چو نزدیک ترکان چین و ختاست

ز تاراج و غارت در او ابتدات

چو استارهٔ طالعش مشتریست

تجلی به رسم هنر پروریست

بهشت است از روی آب و هوا

گر از اهل اوئی تفرج بیا

شنیدم که آن خطه در آخرت

بود در دیار دگر فاخرت

الاهی تو آن بقعه معمور دار

حوادث از آن ناحیت دور دار

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.