پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۸۵ - سرابان

گفتمش با آن سرابان امردی شیرین لقا

عاشقان از دست تو رفتند در تحت السرا

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۸۷ - مخمل فروشدلبر مخمل فروش من مرا بی تاب کرد
  2. شمارهٔ ۸۸ - موزه دوزموزه دوز امرد که امشب دیده شد مأوای او
  3. شمارهٔ ۸۹ - موزه دوزدر نزاکت موزه دوز من ندارد کوتهی
  4. شمارهٔ ۹۰ - سوزنگرگفت با من ماه سوزنگر بگو ار گفتنی
  5. شمارهٔ ۹۱ - رمالبا مه رمال گفتم نیستم بی علتی
  6. شمارهٔ ۹۲ - نان فروشنان فروش امرد نشسته با حریفان لب به لب
  7. شمارهٔ ۹۳ - دیوارزندلبر دیوارزن خود را به عالم کار کرد
  8. شمارهٔ ۹۴ - دیوارزندلبر دیوارزن را دست و پا از کار ماند
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.