پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۷۷ - صراف

با مه صراف گفتم خویش را یارت کنم

صرف سازم کهنه و نو صاحب کارت کنم

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۷۹ - حمامیشوخ حمامی که از جان هستم آتش کار او
  2. شمارهٔ ۸۰ - حمامیآب ریز امرد که او را هست روی همچو ماه
  3. شمارهٔ ۸۱ - حمامیشوخ حمامی که دارد آب آتشناک را
  4. شمارهٔ ۸۲ - ترکش دوزچون کمان آن شوخ ترک شد روز باشد گوشه گیر
  5. شمارهٔ ۸۳ - ترکش دوزدوش با آن شوخ ترکش دوز جنگ آمیختم
  6. شمارهٔ ۸۴ - سقابا مه سقا من لب تشنه دوش آویختم
  7. شمارهٔ ۸۵ - سرابانگفتمش با آن سرابان امردی شیرین لقا
  8. شمارهٔ ۸۶ - کاسه گرآن نگار کاسه گر کارش بود دایم به مشت
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.