پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۶۹ - بقال

تا دل به آن جهود پسر مات کرده‌ام

ایمان خود درست به تورات کرده‌ام

او را به خانه هرشب شنید که برده‌ام

ترسا شدن به خویشتن اثبات کرده‌ام

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۷۱ - کمانگرشوخ کمانگرم که دلم هست خسته اش
  2. شمارهٔ ۷۲ - پیکبا آن نگار پیک مرا ذوق بندگیست
  3. شمارهٔ ۷۳ - پیکآن نگار پیک باشد دلربای شوخ و شنگ
  4. شمارهٔ ۷۴ - شاطرشوخ شاطر خانه ام را آمد و پرسید و رفت
  5. شمارهٔ ۷۵ - گلیم فروشمه گلیم فروشم پلاس پوش آمد
  6. شمارهٔ ۷۶ - نمدمالبا نمدمال امردی دی من سخن گفتم به چشم
  7. شمارهٔ ۷۷ - صرافبا مه صراف گفتم خویش را یارت کنم
  8. شمارهٔ ۷۸ - حمامیشوخ حمامی که دارد همچو آتش روی گرم
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.